صفحه اصلي| اخبار| گزارش تصویری
منو اصلی
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 24058
 بازدید امروز : 1
 کل بازدید : 445819
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0.4062
بازی های بومی و محلی استان

 

 

آیین دو هزار ساله بیل گردانی، جشن کار و تلاش

جشن بیل گردانی به عنوان نمادی از تلاش و همدلی همه ساله در بهار و در آستانه فصل آبیاری مزارع با حضور خود جوش گروههای مختلف مردم در شهر نیم ور محلات استان مرکزی برگزار می شود. این جشن با قدمت حدود دوهزار ساله به عنوان نمادی برای تشکر الهه آب بوده و ریشه در فرهنگ آب و آبیاری و نمادی برای نشان‌دادن زور و پهلوانی به دشمنان بوده‌ و به اعتقاد مردم منطقه نیم‌ور این بازی آیینی، به برکت و زیادی آب کمک می‌کند.مردم منطقه برای حفظ این رسم معنوی هر سال در مواقعی که مسیر جوی های آب توسط گل و لای و یا رشد گیاهان و علفهای هرز در ماه اسفند و اوایل فصل بهار مسدود می شده و آبرسانی به مزارع این شهر به کندی انجام می گرفته، با اعلام بزرگان شهر، مردم با کمک یکدیگر به پاکسازی حریم جوی می‌پردازند. 

 حضور پهلوانان در جشن بیل گردانی

پس ازلایروبی جویهای آب، بیل گردانان شامل ورزشکاران منطقه به نوبت، هفت بیل مخصوص اسبار باغ را در دو دسته چهار و سه تایی به یکدیگر بسته و بیل گردانان این بیلها را با مهارت و قدرت در دو جهت مخالف به صورت ضربدری بالای می چرخانند.

ورزشکاران یا بیل گردانان باید دو دسته بیل به وزن 32 کیلو گرم را بین پنج تا 30 بار بالای سر خود بچرخانند و در این هنگام با دعا و نیت به حرکت در آمدن هفت آسمان و نزول رحمت الهی قدرتمندی خود را برای مردم این منطقه به نمایش می گذارند
این جشن چندین روز طول می‌کشد، و قبل از شروع مراسم بیل گردانی، لایروبان همراه با بیل‌های خود رژه رفتن تا محل برگزاری جشن که بر روی سکویی مخصوصی در مرکز نیمور است، انجام میدادند.

ثبت بیل گردانی به عنوان اثر ملی

جشن بیل گردانی هم اکنون از جمله ورزشهای بومی محلی استان مرکزی و امسال به عنوان اثر معنوی استان در میراث معنوی کشور ثبت شده است.

این مراسم سنتی که نوعی ورزش باستانی و پهلوانی نیز محسوب می شود در شهر نیمور برگزار می شود . این مراسم در میدان اصلی نیمور برگزار می شود.

  1. نام بازی: قایم موشک
  2. نام محلی: گیزلَن پاچ
  3. اهداف کلی: پرورش اعتماد به نفس در نزد کودکان به هنگام تنهایی، زایل کردن ترس تاریکی و تقویت جسمانی
  4. اهداف جزئی: پرورش هوش، قدرت تصمیم گیری و خوب نگریستن
  5. تعداد بازیکن: 5 الی 10 نفر
  6. سن بازیکنان: 6 الی 14 ساله
  7. ابزار لازم: ندارد
  8. محوطه بازی: مکانی مانند باغ یا کوچه
  9.  

    شرح بازی:

    بچه های داوطلب بازی، ترجیحاً در تاریکی عصر، در محوطه ای که دارای کمینگاه و درخت و کنج و غیره جهت قایم شدن باشد، دور هم جمع شده و به قید قرعه مانند پشک انداختن و یا شیر و خط، یکی را به عنوان گرگ انتخاب می کنند.
    گرگ در محلی موسوم به (هوا) که می تواند تیرچه، درخت یا دیوار باشد پشت به بچه ها ایستاده و چشمهایش را می بندد و با کف دست روی آنها را می گیرد تا جایی را نبیند و بنابر قرار داد، از 1 تا 20 یا ...، 40 می شمارد تا سایر بازیکنان در این فرصت برای خود مخفیگاهی پیدا کنند.
    بعد می گوید: قایم شدین؟ بیام یا نه؟ چنانچه اگر جوابی نشنید، به این مفهوم است که همه قایم شده اند و شروع به جستجوی آنها می کند و هر کدام را که پیدا کند و یا از دور ببیند، اعلام کرده، سریعاً به محل (هوا) برمی گردد و دستش را بر آن می زند و لفظ سُک سُک یا (اصطلاح غلط آن سَک سَک) را بر زبان می آورد.
    لازم به ذکر است، موقعی که گرگ، به جستجوی سایرین مشغول است، بازیکنی که سُک سُک شده و یا سک سک کرده، می تواند دوستانش را با رمز و ایما از موقعیت مکانی گرگ باخبر کند. بدین صورت که می گوید: سیب گفتم بیا، بِه گفتم نیا (آلما دِسم گل، هِیوا دسم گَلمَه). بعد بر حسب موقعیت می گوید: آلما آلما آلما ... و یا هیوا ...
    در خاتمه آنان که برنده شده اند، هیچ! و اما بازنده ها، پنهانی اسم مستعاری مانند انواع میوه ها و حیوانات و غیره مانند کبوتر، گنجشک، قناری برای خود می گزینند تا گرگ یکی را انتخاب کند مثلاً کبوتر، که گرگ دور بعدی بازی، اوست.
    و چنانچه اگر هیچ بازنده ای نباشد و به قولی نتوانسته باشد کسی را سک سک کند باز خود گرگ بوده و چشم خود را با کف دست پوشانده، بازی از نو شروع خواهد شد. در این بازی هر کدام بیش از سه نوبت گرگ شده باشد، سوخته و به کلی از دور بازی کنار می رود.

    • نکات:
      • در بعضی مناطق به جای شمارش 1 و 2 و 3 و ... گفتن عبارت: (ده، بیست، سی، ...، صد، حالا که رسید به صد تا، دستمال آبی وردار، دار دار خبر دار، ماشین آقا نگهدار) رواج دارد.
      • سک سک و یا در زبان آذری، شُعبَه به معنای صفیر زدن و سوت کشیدن و اعلام خبر کردن است.
      • این بازی نام مخصوص به منطقه ی خود را دارد به طور مثال، در تهران: قایم موشک، اصفهان: قایم شدنک، مازندران: چش بتیکا، شوشتر: سرمامک ... و بالاخره آذربایجان: گیزلن پاچ می نامند. قدیمی ترین نام این بازی سَرمامک است که قدمت هفتصد ساله دارد.
      • در بعضی مناطق این بازی توسط بزرگسالان نیز اجرا می شود.

    نتیجه بازی: کودک با اجرای این بازی، ضمن بهره برداری بیشتر از زمان برای درک مسایل و مفاهیم زندگی مانند تدبیر و تصمیم گیری، استفاده ی مناسب از فرصت ها و کمک به آشنایان در مواقع اضطراری را یاد می گیرد.این بازی چون یک بازی عصرانه یا شبانه است، حس ترس از تاریکی را از بین می برد.

هپ هپ
اهداف بازی: سرگرمی، نشاط، افزایش دقت، تمرکز و تمرین حفظ مضارب اعداد گوناگون
تعداد بازیکنان: ۳ نفر به بالا
ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد 
محوطه بازی: فضای بسته
شرح بازی: در این بازی، ابتدا یک نفر از دانش آموزان را که از بقیه بزرگ تر است، به عنوان استاد انتخاب می کنند. استاد یک عدد را انتخاب می کند،                                 به طور مثال عدد ۵ را انتخاب می کند (انتخاب عدد اختیاری است ) بقیه دانش آموزان به شکل دایره وار می نشینند و استاد، یکی از دانش آموزان را                              انتخاب می کند، دانش آموز باید از عدد یک شروع کند، یعنی او باید شماره یک بگوید، بعد به ترتیب، نفر دوم عدد دو، نفر سوم عدد سه و نفر چهارم                                     عدد چهار را باید بگوید. در این جا نفر پنجم باید بسیار حواسش جمع باشد و به جای عدد ۵ کلمه «هپ» را بگوید. چون عدد ۵ را استاد انتخاب کرده بود                                    به همین روش نفرات شش، هفت و ... باید اعداد مربوط به خود را بگویند. وقتی عدد ۱۰ می رسد باز باید کلمه «هپ» گفته شود. به همین ترتیب                                     به جای مضارب عدد ۵ باید کلمه «هپ» را بگویند. این عدد شماری به شکل دوره ای ادامه پیدا می کند.کسانی که به اشتباه به جای کلمه «هپ»                                    عدد بگویند یا کلمه «هپ» را به جای عددی غیر از مضارب ۵ بگویند، می سوزند و از بازی خارج می شوند. بازی تا زمانی ادامه پیدا می کند که تنها                                    یک نفر باقی بماند. آخرین نفر باقی مانده در دایره بازی به عنوان برنده شناخته می شود.

منبع: کتاب «بازی های بومی محلی
نوشته: حکمتی، رحمانی

 

کوشک بازی:

نوعی بازی فیزیکی و پر تحرک که با 3 نفر و بیشتر انجام می شود. به این صورت که یک نفر دستها را روی زانو قرار داده و خم می شود. افراد به نوبت از روی او می پرند. بلند و کوتاهی بازیکنان و مشکلات عبور از آنها، لحظات شاد و مفرح برای بازیکنان فراهم می کند.

 

 

هلنگه بازی:

این بازی گروهی بین نفرات دو گروه تقسیم می شود. گروهی در داخل یک محوطه ی متوسط می ایستد و نفرات بیرون به نوبت بصورت یک لنگه و با پریدن باید بدن افراد تیم حاضر در محوطه را لمس کنند.

 

 

تنور گرمه یا طاق طاق:

در این بازی دو گروهه، یک گروه سرها را به هم نزدیک می کنند و تشکیل یک استوانه می دهند. یک نفر از آنها سر گروه هست و باید مواظب باشد تا نفرات گروه مقابل بدون لمس کردن بدشان توسط او، روی استوانه گروه داخل سوار نشوند و باید قبل از سوار شدن بتواند با چابکی ضربه ای به آنها بزند و او را از دور خارج کند. 

 

 

 

 

معرفی بازی بومی محلی
بازی شهنوک پهنوک
1 - محل بازی: فضای آزاد، روی زمین سفت و صاف و مسطح.
2 - وسیله بازی: قطعه سنگ یا «جیر» مسطح به شعاع دو و ضخامت یک سانتیمتر به نام «سول».
3 - فصل بازی: بهار، تابستان.
4 - زمان بازی: روزها.
5 - تعداد بازیکنان: 2 نفر.
6 - سن بازیکنان: ده سال به بالا.
7 - جنس بازیکنان: دختر.
8 - هدف بازیکنان: تقویت جهش و رشد استخوان های پا و استقامت، دقت و مهارت.
مقدمات بازی: هر دو بازیکن با همکاری یکدیگر و با استفاده از یک قطعه سنگ یا زغال مستطیلی با ابعاد 2*3 روی زمین رسم می کنند، سپس آن را به شش قسمت مساوی تقسیم کرده در ضلع خانه ششم آن یک قوس به شعاع نیم متر بنام دروازه ترسیم می نمایند وبا «تر و خشک» معلوم می گردانند که کدام یک آغازگر بازی خواهند بود. از آن پس بین طرفین قرار دادی لفظی منعقد می گردد تا در طول بازی با یک ضرب یا دوضرب یا سه ضرب سول را از خانه ای به خانه دیگر هدایت کنند. البته در هر شرایط خروج سول از خانه ششم بطرف دروازه و بیرون با یک ضربه پا انجام می شود.
شیوه اجرای بازی: چنانچه هر دو با حرکت یک ضرب به توافق رسیده باشند آغازگر بازی از نقطه شروع با دقت سول را به داخل خانه شماره یک می اندازد و وارد آن می شود و با نوک پایی که روی زمین واقع گردیده ضمن کمی جهش ضربه ای به سول می زند تا آن را به صورت یک ضرب به خانه دو و بعد به خانه سه و به ترتیب از سایر خانه ها بگذراند و نهایتاً از دروازه عبور دهد. گفتنی است که خانه شماره چهار استراحتگاه است و بازیکن می تواند در این خانه از حالت کندو به در آید؛ و دو پا را روی زمین بگذارد و مجدداً با وضعیت کندو به سول ضربه بزند و بازی را ادامه دهد.
به همین طریق متعاقباً در نقطه شروع می ایستد اما این دفعه سول را به خانه دو می اندازد و با کندو از طریق خانه یک خود را به سول می رساند و به روش فوق مسیر خود را می پیماید مسلماً برای خانه های دیگر از همین اصول پیروی می شود تنها حرکت و انداختن سول به خانه شش مستثنا است. برای این کار بازیکن از نقطه شروع با کندو از خانه های یک و دو عبور می کند و پس از ورود به خانه سه با جفت پای باز شده به زوایه بیرونی آن می پرد و می ایستد و با پرش دوم ضمن چرخش در همان نقطه روبروی خانه شش توقف می کند و پس از پرتاب سول به آن خانه با کندو وارد خانه سه و از آن جا با پرش همزمان دو پا را در دو خانه دو و چهار می گذارد و تجدید پرش در حین کندو از خانه پنج به خانه ششم می رود تا یک ضربه سول را از طریق دروازه به بیرون بفرستد. پس از کسب موفقیت در این مرحله، سول را روی دو انگشت به
هم چسپیده اشاره و وسطی که به حالت افقی در جلو قرار گرفته اند، می گذارد و ضمن کندو پشت سر هم از خانه ها عبور می کند. در صورت موفقیت در دفعه بعد سول را روی پشت مچ دست مشت شده قرار می دهد و ضمن حفظ آن با کندو از خانه می گذرد. پیروزی در این مرحله باعث می گردد که او بتواند بدون کندو با چشمان بسته و با بیان کلمه «آ» هنگام ورود به هر خانه، خانه ها را پی در پی طی نماید. منظور از حرف «آ» آن است که آیا من با چشم های بسته در حالت حرکت با پا خطوط را قطع نمی نمایم و عبور من بصورت صحیح تأیید می شود چنانچه خطوط با پا قطع شود همبازی جواب «آ» را با «ما» می دهد، یعنی پا را روی خط گذاشتید و بازی به من تعلق دارد. و اما اگر این مرحله با موفقیت پشت سر گذاشته شود، می بایست بیرون از کادر و پشت خطوط بایستیم و سول واقع روی سر را از پشت به داخل کادر بیاندازیم تا در خانه ای مستقر شود و بدین وسیله آن خانه را با یک علامت ضربدر برای دور بعدی بازی به استراحت خود مبدل سازیم. بدین طریق بازیکنی که هر دور کامل را با موفقیت بگذراند، هر بار می تواند یک خانه را به محل استراحت خویش تبدیل نماید و با تصاحب خانه بیشتر پیروزی نهایی خود را به همبازی اعلام دارد.
خطاها:
1 - در حین بازی به جز استثناعات که تشریع گردیند، می بایست کندو رعایت شود.
2 - هنگام بازی نباید سول یا کف پا روی خطوط واقع گردد.
زمین بازی:

  • نام بازی: الک دولک
  • نام محلی: پیل دسته (چیلمک آغاج)
  • اهداف کلی: دقت نگاه، تمرکز حواس، ایجاد حس تعاون، ورزیدگی اندامها
  • اهداف جزئی: ایجاد هماهنگی بین اعصاب و اعضا بدن و انبساط شش ها
  • تعداد بازیکن: حداکثر 12 نفر
  • سن بازیکنان: 10 سال به بالا
  • ابزار لازم: دو عدد چوب گرد به قطر 3 و طولهای 70 و 15 سانتی متر
  • محوطه بازی: هوای آزاد
  • شرح بازی:

    بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می کند یعنی: چوب کوچک (پیل) را روی یک چاله ی کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (دسته) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می کند. اگر پیل در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می گرداند تا پیلی را که به طرف چاله اش می آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله ی پیل با چاله کمتر از قد دسته باشد باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می شمارند. یک، دو، سه،...

    دوباره ارسال پیل و دریافت پیل و شمارش فاصله با دسته تا به حدّ نصاب برسند وگرنه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می دهند تا برسند، بدیهی است چنانچه اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می کنند.

    اگر به حدّ نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی پیل را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه های کوچک و یکنواخت (چله) می زنند و می شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، پیل را با ضربه ی سنگین دسته، به طرف جلو می زند و هر پیلی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر پیل نواخته باشند.

    طول مسیر (آخرین محلی که پیل می افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یک پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می شود. به طوری که با عبارت (آنا، داشقا، زنبیل، سونبول، او... ) شروع شده باشد و صدای (او...) به صورت کشیده تا لحظه ی نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هرکجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله ی مسیر را با صدای (او...) می دود اگر در انجام این موارد موفق شدند،در دور بعدی کنترل بازی را در دست می گیرند و با دسته کار می کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، پیل را تعقیب می کنند.

    نکات: این بازی شاید با اندک تفاوتهایی در مناطق و محله های مختلف به اجرا درآید.

    • نتیجه بازی: کودک با انجام این بازی با اکتساب نتایج مثبتی از قبیل آنچه در اهداف آمده است مفاهیم احتیاط، خطر و گریز از آن را بهتر می آموزد و در زندگی به کار می بندد.

     

     

     

    چارتقى( آشتیان)

    بازيکنان به دو گروه پنج نفرى تقسيم مى‌شوند. چهار نفر از بازيکنان يک گروه خم شده و هريک از آنها با دست‌هاى خود کمر دو بازيکن پهلوئى خود را مى‌گيرد. نفر پنجم هم محافظ آنها مى‌شود. افراد گروه ديگر مى‌کوشند که بر پشت آنها سوار شوند ولى محافظ آنها (گروه خم‌شده) سعى مى‌کند با پا آنها را زده و مانع شود و اگر بتواند يکى از افراد گروه مهاجم را با پا بزند، جاى دو گروه عوض مى‌شود. اگر آن پنج نفر بتوانند بدون ضربه خوردن سوار خم‌شدگان بشوند، استاد مراقب است که اگر پاى يکى از آنها به زمين برسد، او را با پا بزند . در چنين صورتى نيز جاى دو گروه عوض مى‌شود .

    خاله رورو( اراک)

    داستان معروف زنى است که باردار است و در مورد دوران باردارى او با خاله که محرم اسرار او است دردل مى‌کند و در اين درد‌دل‌ها ماه‌هاى باردارى خود را مى‌شمارد تا زمان وضع حمل مى‌رسد و ماما مى‌آيد و بچه را به‌دنيا مى‌آورد. در اغلب روايت‌ها از اينجا به‌بعد شعرها جنبه ٔ سرگرم‌کننده پيدا مى‌کند و نشان مى‌دهد که اصلاً بچه‌اى در کار نبوده است. ولى در روايت اراک بچه قنداق مى‌شود و دور گردانده مى‌شود و از شباهت او به پدر وى سئوال مى‌شود . غضنفر بگونه، برنج دونه دونه، تو بگى به کى مى‌مونه؟ به عمه ٔ کورش مى‌مونه

       گندم گل گندم (اراک)

    بازيگر، نقش کشاورزى را ايفاء مى‌کند که از ابتداى کاشت تا مراحل داشت و برداشت محصول گندم را همراه با شعر، ضرب و رقص مجسم مى‌نمايد. سپس گندم‌ها را کيسه کرده، به آسياب برده و آنها را آراد مى‌کند. جمعيت حاضر در مجلس در مراحل خاصى که بازيگر اصلى همکارى آنها را طلب مى‌کند با او همراهى مى‌کنند به‌خصوص در تکرار بند: گندم گل گندم گل گندم   

    یک گل دو گل
    اهداف بازی: سرگرمی، افزایش هماهنگی عصبی عضلانی، افزایش دقت و تمرکز و چابکی
    تعداد بازیکن: بیشتر از دو نفر (۲ تا ۱۰)

    ابزار بازی: ۵ سنگ گرد که کمی بزرگ تر از فندق باشد
    محوطه بازی: فضای بسته
    شرح بازی: ابتدا با جفت یا تک آمدن، آغاز کننده بازی را مشخص می کنند، به این گونه که یکی از  بازیکنان سنگ ها را در مشت می گیرد   تا دیگری بگوید زوج است یا فرد این بازی چندین مرحله دارد و بازیکن با اجرای موفق هر مرحله، به مرحله دیگر راه می یابد، ولی اگر درهر  مرحله مرتکب اشتباه شود،می بازد و باید بازی را به نفر بعدی واگذار کند.
    مرحله اول (قل اول): پنج سنگ را به گونه ای که جدا از هم باشد روی زمین پخش می کنند، آغاز کننده  بازی یکی از سنگ ها را بر می دارد  و به بالا می اندازد و در فاصله زمانی پایین آمدن سنگ، یکی از سنگ هایروی زمین را بر می دارد و با همان دست، سنگ بالا انداخته را که در  حال سقوط است می گیرد و به همین شیوه همه سنگ ها را بر می دارد.
    مرحله دوم (دو قل): ۵
    سنگ را به گونه ای که دو به دو قرار بگیرد، روی زمین پخش می کند؛ یکی را برمی دارد و به بالا می اندازد و سنگ ها  را دوتایی از روی زمین بر می دارد.
    مرحله سوم(سه قل):مانند مراحل مذکور است؛ با این تفاوت که چهار سنگ روی زمین را باید در دو حرکت یک تایی و سه تایی بردارد.
    مرحله چهارم: یک سنگ را به هوا می اندازد و چهار سنگ را با هم از روی زمین بر می دارد و سنگ معلق در هوا را می گیرد.
    مرحله پنجم (قرتک): یک سنگ را به هوا می اندازد، در حالی که چهار سنگ دیگر در مشت است انگشت سبابه را به زمین می کشد، بعد سنگ را  در هوا می گیرد.
    مرحله ششم: بازیکن سنگ ها را پخش می کند یکی را بر می دارد و بالا می اندازد، در فاصله بازگشت، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد  و سنگ هوا را می گیرد و با یک پرتاب دیگر، سنگی را که از روی زمین برمی دارد با یکی از سنگ ها عوض می کند و به همین روش، مرحله را با  تعویض تمامی سنگ ها به پایان می رساند.
    مرحله هفتم: در این مرحله، بازیکن بعد از ریختن سنگ ها روی زمین، دست چپ را در یک طرف آن ها به شکل عمودی بر زمین می گذارد و دیواری  درست می کند. با دست راست یکی را بعد از برداشتن به طرف بالا می اندازد و دو بار می گیرد و دراین فاصله باید یکی از سنگ ها را بردارد و آن سوی دیوار بگذارد  و این حرکت را برای تمامی سنگ ها اجرا کند.
    مرحله هشتم: در این مرحله، بازیکن سنگ ها را یک جا به طرف بالا می اندازد و در فاصله بازگشت آن ها، به سرعت دست    ها را به هم می چسباند و   با دو کف دست، سنگ ها را می گیرد. دوباره آن ها را در همان حالت با دو دست به طرف بالا می  اندازد و در این فاصله دست ها را وارونه می کند وازناحیه انگشت سبابه به هم می چسباند وآنها را با پشت دست هایش می گیرد و سپس سنگ ها را به بالا پرتاب می کند و با کف دو دست می گیرد.  افتادن حتی یک سنگ موجب سوختن است و هر کدام از بازیکنان که این مراحل را بدون اشتباه بگذرانند، برنده بازی معرفی می شوند و اگر در هر مرحله بسوزند، باید بازیکن حریف بازی را ادامه بدهد. مرحله آخر: مرحله تنبیه است و دو بازیکن رو به روی هم می نشینند؛ بازنده کف دستش را به زمین می چسباند و نفر برنده سنگ ها را یکی یکی با اسامی تنبیه ها مانند: «نوازش و برداشتن عسل از کندو» پشت دست او می چسباند، سپس باید با یک حرکت همه سنگ ها را به سوی بالا بیندازد   و با کف دست بگیرد، اگر توانست همه را بگیرد تنبیهی متوجه او نیست اما اگر سنگی روی زمین بیفتد به تعداد سنگ های افتاده برای او جریمه تعیین می کنند.

     

     

     

     

     

    اتک متک  یا چوگور بازی  (گرو خشو):

    چند نفربا هم که به صورت دو گروه می شوند.یک گروه پشت خط  بازی و با چوب و گر به دست  و گروهی  در میدان برای گرفتن گر در هوا  آماده می شوند,  اگر گروه که در میدان است  گر را در هوا بگیرد  نوبت بازی عوض می شود.

    اَهُم اَبر(نوعی دیگر از کرو خشو)

    توپ دِو :(بیس بال)  :

    این بازی توسط دو گروه 4 یا 5 نفری اجرا می شود.دایره ای به قطر 2 متر  کشیده می شد.گروهی در داخل آن ایستاده  و گروهی بیرون از دایره, پخش می شدند.گروه داخل دایره چوب دستی را به دست می گیرند ویک نفر از گروه بیرون دایره توپی را به سمن نفری که داخل دایره است پرتاپ می کنند

    خّرّ سِوز :

      در دو نوع سرپا یا خوابیده – در خرسوز سرپا افراد بازی دو گروه می شوند وبا انداختن سنگ که یک روی آن تر شده است تر یا خشک انجام میدهند تا آغازگر بازی مشخص شود .سپس با کشیدن دایره ای میدانی درست می کنند .گروهی در داخل میدان قرار می دهند . گروهی در داخل میدان قرار میگیرند, گروه داخل میدان باید دستهایشان را به گردن یکدسگر انداخته   حلقه ای  را درست کنند , گروه بیرون  از عقب دور خیز کرده به پشت نفرات ایستاده داخل حلقه  پریده و سوار می شوند و یک نفر از افراد داخل خود را به عنوان نگهبان انتخاب می کنند تا زمانی که هرکسی که خسته شده و پایین آمد با پا داخل حلقه  به اومی زند  و نوبت عوض می شود.

    در خرسوز خوابیده –بک نفر کنار دیوار ابستاده و دستهابش را به هم چفت می کند یک نفر پیشانبیش را دولا شده بر روی دستهای آن فرد قرار می دهد , نفر بعد  پشت سر نفر اول  روی باسن او خم می شود تا مثل زنجیره نفرات تکیمل شود ,تا زمانی که نفر اول خسته شود و فرار کند و در موقع فرار اگر نگهبان پابش را به او بزند آن فرد سوحته و از بازی خذف میشود و اصطلاح خر خفتیده را به کار می برند.

    کمربند بازی :

    در این بازی افراد دو گروه می شوند  و گرئهی در داخل یک دایره هر کدام خافظ یک کمربند و باز شده در روی زمین  هستند که بصورت ابسناده بالای هر کمربند یک نفر  قرار می گیرد. گروه بیرون ازدایره حمله می کنندکه کمربندی را بدزدتد , لا دزدیدن بک کمربند با آن به افراد داخل دایره حمله کرده  تا دیگر کمرینده ها را بدزدند .اگر در طول این بازی کسی از داخل با پا به افراد بیرون بزند بازی از نو آغاز میشود  وجاها عوض می گردد. و اگر نزند با کتک همه کمربندها را پس می گیرند.  

     

    کلاه پرک:

    این بازی شبیه بازی کمربند بازی است فقط به جای حفاظت از کمربند ,شال یا کلاهی برسر میگذاشتند و از آن حفاظت می کردند.

     

    لِپَر بازی :

    چند نفر (در حدود 5 نفر) هر کدام کف کفشی  یا کف گیوه ای را در دست می گیرند,و درجایی که ابتدای بازی است  و با خطی مشخص شده است  می ایستند.چند عدد باطری یا چیزی که گرد باشد را روی خط قرار میدهند و با کف کفش به آن می زنند هرچند متر که باطری حرکت می کرد  از نقطه شروع با پا به صورت گام به گام می شمرند, هرکس که بیشتر قوه را حرکت داده  بود برنده میشد و هرکس که کمتر قوه را حرکت داده بود میبایست نفر برتر را از آخر  نقطه بازی کول کرده تا نقطه شروع بازی بیاورد و دوباره بازی از نو شروع میشد.

    بالا بلندی :

    در این بازی که شبیه بازی گرگم به هواست کودکان با دویدن به دنبال یکدیگر سعی میکردند یکدیگر را گرفته و بازی را ببرند اگر فردی که به دنبالش می دویدند سریع بر روی بک بلندی خودش را می رساند به او کاری نداشتند  و دنبال نفر بعدی گروه می کردند.

     

    هفت سنگ بازی :

    اهداف کلی: ایجاد روحیه همکاری، تقویت و مهارت در نشانه گیری و بهبود سرعت

    اهداف جزیی: پرورش روحیه ایثار، ایجاد رقابت سالم و تمرکز حواس

    تعداد بازیکن: 4 الی 16 نفر

    سن بازیکنان: 6 الی 15 ساله

    ابزار لازم: یک عدد توپ تنیس

    محوطه بازی: جایی مانند حیاط مدرسه

    شرح بازی: افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی گزینند. یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار می گیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.

    گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می شود.

    و همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا انها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه ها عوض می شود.

    در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیز را کسب نماید برنده است.

    نکات : این بازی در شکل دیگری با شرایط فوق درون یک دایره ی بزرگ اجرا می شود در مرکز همین دایره دایره ایی کوچیکتر که محل چیدن هفت سنگ است رسم شده است همه بازیکنان در خارج از دوایر هستند بعد از برخورد توپ گروه اول و ریختن آنها یکی از افراد گروه دوم تمام اعضای گروه اول را در داخل دایره تعقیب میکند تا آنها را با دست بزند و مانع از چیدن سنگ ها روی هم شود و هر گاه خسته شد نفر بعدی مسئولیت تعقیب را به عهده می گیرد...

    نتیجه بازی : این بازی دسته جمعی است پس رشد اجتماعی و طبیعی کودک را فراهم و سرعت انجام و عکس العمل هایش را بالا می برد.ضمنا با مفاهیمی نظیر رهبری - همکاری - شکست - پیروزی آشنا می شود.

    وسطی : (وسط بازی)

     

    اهداف کلی: ایثار و از خود گذشتگی، دقت در سرعت عمل، هوشیاری و همیاری، تقویت روحیه تعاون

    اهداف جزیی: انعطاف پذیری بدن، ایجاد هماهنگی بین اعضا و اعصاب و دقت در نشانه گیری

    تعداد بازیکن: 8 الی 40 نفر

    سن بازیکنان: 9 الی 15 ساله

    ابزار لازم: یک توپ

    محوطه بازی: 15 × 10 متر

    شرح بازی: بازیکنان یا دانش آموزان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و به قید قرعه یا شیر و خط یکی از گروه ها در وسط محوطه بازی می ماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه ی بازی روانه می شوند.

    شروع بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز می شود. گروه کناری سعی بر این دادر که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند.

    و تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب می شود، او را به بازی برگردانند.

    حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته ی گروهش را احیا کرده، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد.

    گاهاً با در نظر گرفتن موقعیت وسطی ها، به جای نشانه گیری و زدن حریف وسطی، توپ را برای فریب و شیرینکاری هم که شده به دوستان مقابل پاسکاری می کنند تا آنها حسابشان را برسند.

    اما مقررات بازی:

     

    - اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده ی میدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان یک امتیاز ذخیره ی ضد اخراجی محسوب می شود و اخراجی و اخراج ها را به تأخیر می اندازد.

    2- گرفتن توپ پس از برخورد با زمین موجب سوختن بازیکن است.

    نکات: 1- گونه دیگری از این بازی به وسطی دایره ای موسوم است با این تفاوت که زمین بازی به شکل دایره است که بازیکنان وسطی در داخل آن و گروه کناری در روی محیط آن با فاصله های مساوی قرار می گیرند.

    با شروع بازی مربی یا معلم ورزش با ساعت وقت گرفته و بازیکنان کناره نفرات گروه وسطی را نشانه می گیرند تا اینکه همه از زمین بازی اخراج شوند.

    در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و باز با شروع بازی مربی یا معلم ورزش با ساعت وقت می گیرد.

    برنده گروهی است که در مدت زمان کوتاهی، بازیکنان گروه وسطی را زده و بازی را زودتر تمام کرده باشند.

    2- بهتر است ابعاد زمین بازی با سن و سال بازیکنان مناسب داشته باشد (طوری نباشد که توپ پرتاب شده به سوی میدان نرسد و بالعکس)

    نتیجه بازی: در این بازی بازیکن با گرفتن توپ در هوا و احیای یار سوخته روحیه ایثار خود را، و با نشانه گرفتن و پرتاب توپ به سوی حریف وسطی و فرار از مقابل توپ ها، دقت و سرعت انجام عمل ها و عکس العمل ها را تقویت کرده و با پاسکاری است که کودک برای همکاری های زندگی فردا آماده می شود.

    طناب کشی : 

     

    کلاغ پر :يك نفر به انتخاب ديگران اوستا (يا اوسا) مي شود و همه به شكل دايره در كنار هم مي نشينند و انگشتهاي اشاره خود را روي نقطه اي در كنار هم قرار مي دهند. وقتي اوستا مي گويد: «اوستابدوش» انگشت خود را به شكل مستقيم عقب مي كشد و بقيه هم اين كار را انجام ميدهند. اگر اوستا از روي عمد بگويد: «زن اوستاندوش» و كسي انگشت خود را عقب بكشدبازنده حساب مي شود و طبق قرار بازيكنان تنبيه مي شود. اين بازي دقت و سرعت عمل رادر بچه ها بالا مي برد . 

     

     

     

     

    تاريخچه كشتي
    كشتي يكي از با سابقه‌ترين رشته‌هاي ورزشي است. كشتي گرفتن از دوران ظهور انسان‌هاي اوليه انجام گرفت. انسان‌هاي اوليه كه فاقد هرگونه اسلحه بودند براي دفاع از خود با حيوانات يا انسان‌هاي ديگر گلاويز مي‌شدند. به تدريج آنها پي بردند كه براي نيرومند ساختن خود بايد با افراد ديگر زورآزمايي كنند. بنابراين بخشي از اوقات فراغت آنها با كشتي گرفتن سپري مي‌شد. با پديد آمدن تمدن بشري در بين‌النهرين، مصر، چين و هند، كشتي گرفتن، مقررات تازه‌اي يافت. كتيبه‌ها و آثاري كه از دوران باستان كشف شده نشان مي‌دهد كه كشتي در ميان مصري‌ها و آشوري‌ها رواج داشته است. در كتيبه‌هايي كه از دهكده‌اي به نام «بني حسن» در مصر به دست آمده است، نقاشي‌هايي وجود دارد كه حالات مختلف كشتي گرفتن را نشان مي‌دهد. ورزش كشتي ميان يونانيان كه به نيرومند شدن جوانان خود توجه خاصي داشتند بيشتر رواج پيدا كرد. مشهورترين قهرمان كشتي يونان باستان پهلواني به نام «ميلو» بود. مردم يونان هنوز به او افتخار مي‌كنند. كشتي مبارزه ورزشكارانه‌اي است كه در آن كشتي‌گير ضمن زورآزمايي با حريف مي‌كوشد هر دو شانه او را به مدت يك ثانيه روي تشك ميخكوب كند. امروزه در مسابقات بين‌المللي، هر كشتي در 2 دور سه دقيقه‌اي انجام مي‌شود. افتخارات كشتي ايران در سطح جهان نشان از توجه به امر پهلواني و داشتن خصائل پهلواني دارد. تاريخ ورزش ايران از جوانمردي كشتي‌گيران و قهرمانان سخن مي‌گويد كه مشهورترين پهلوانان تاريخ ايران پهلوان «محمود خواررامي» است كه به او پورياي ولي نيز مي‌گفتند. البته نام زنده‌ياد جهان پهلوان «تختي» درخشش خاصي به كشتي كشورمان در سطج جهان داده است.

    ** منش پهلواني نقطه عطف كشتي باچوخه  

    در اين رقابت پهلوانان قبل از ورود به ميدان مبارزه وضو مي‌گيرند و با حالت معنوي وارد ميدان شده و پس از روبوسي با حريف با دستور داور كه معمولا از پيشكسوتان كشتي باچوخه است، مبارزه را آغاز مي‌كنند و در پايان نيز برنده و بازنده همديگر را در آغوش مي‌گيرند تا منش پهلواني آنها به تماشاگران نيز ثابت شود. 
    نخستين دوره رقابتهاي كشتي باچوخه قهرماني كشور  ۱۴فروردين با دعوت از كشتي گيران  ۳۰استان كشور در اسفراين برگزار مي‌شود. در سال گذشته حدود  ۷۰هزار تماشاگر از استان خراسان شمالي براي تماشاي اين رقابت به اسفراين رفتند.

    طناب زنی:

    1- مسابقه استقامت:

    افراد تیم در زمین به ابعاد 20 × 20 در حین طناب زدن می دوند.زمان مسابقه 4 تا 6 دقیقه می باشد.مسافت طی شده رکورد فرد محسوب می شود.

    تبصره: اگر در حین مسابقه طناب به پای فرد گیر کند، ابتدا باید یک طناب جفت زده و سپس به کارش ادامه دهد.

    حداکثر امتیاز مسابقه 100 می باشد.

    خطا:

    اگر فرد در حین مسابقه هنگامی که طناب به پایش گیر کند ، طناب جفت نزده و به کارش ادامه دهد به ازای هر بار یک خطا ثبت شده و به ازای هر خطا 5 متر از مسافت طی شده فرد کم می شود.

    2- مسابقه حرکات زمینی:

    بازیکنان با برنامه ریزی و. استفاده از حرکات D  ، C، B ، A در ابعااد زمینی 20 × 20 و 25 × 25 و موزیک در مسیر حرکت مشخص شده زیر برنامه ی خود را اجرا می کنند:

                          ب               د                الف             ج                ب                 الف

                                                                        د                                            الف

     

     

                                                               ج                                          ب

     

    شرایط فنی مسابقات حرکات زمینی:

    1- مدت زمان اجرای حرکات زمینی حداقل 2 دقیقه و حد اکثر 5 دقیقه می باشد.

    2- بازیکن در برنامه ریزی حرکات زمینی حرکت زمینی از گروه A و 2 حرکت از گروه B و 1 حرکت از گروه C و 1 حرکت از گروه D تنظیم می کنند که در مدت مشخص شده اجرا می کنند.

    3- حرکت انتخابی از هر گروه A  تا C نباید تکراری باشد.

    4- تعداد اجرای هر حرکت در برنامه حداقل 1 بار و حد اکثر 3 بار قابل اجرا می باشد.

    حداکثر امتیاز حرکات زمینی 100 می باشدو

    7- اجرای هر حرکت 10 امتیاز دارد که در مجموع 100 امتیاز می شود.

    خطاها:

    1-   اگر زمان اجرای حرکت از وقت مجاز تجاوز کند یا کمتر شود به ازای هر ثانیه 1 امتیاز از فرد کسر می شود.

    2-   اگر حرکات کمتر از 4 تکرار اجرا شود 1 خطا محسوب می شود و به ازای هر خطا 1 امتیاز از بازیکن کسر می شود.

    3-   اگر در زمان اجرای برنامه زمینی طناب در زیر پای ورزشکار گیر کند یک خطا محسوب می شود و به ازای هر خطا یک امتیاز از فرد کسر می شود.

    4-   اگر بازیکن مسیر حرکت را اشتباه کند به ازای هر مسیر اشتباه 1 خطا ثبت و به ازای هر خطا 5 امتیاز از فرد کسر می شود.

     

     

     

     تقسیم بندی حرکات طناب زنی:

    گروه A:

    الف: هر حرکت طناب زدن که فرد جفت پریده و جفت فرود آید و مسیر طناب زدن با مسیر حرکت فرد یکی باشد.

    ب) هر حرکت طناب زدن که فرد جفت پریده و تک پا فرود آید و مسیر طناب زدن با حرکت فرد یکی باشد.

    ج) هر حرکت طناب زدن که فرد تک پا پریده و روی همان پا به صورت تک پا فرود آید و مسیر طناب زدن و حرکت یکی باشد.

    گروهB:

    کلیه حرکات گروه A با این تفاوت که جهت طناب زدن با مسیر حرکت فرد یکی نباشد.

    گروه C:

    هر حرکت طناب زنی که در حین اجرای آن طناب 2 بار از زیر پای فرد عبور کند.

    گروه D:

    الف: حرکاتی که فرد ابداع می کند.

    ب: حرکاتی که در گروه C و B و A قرار نداشته باشد.

     بازی هارو:

    این بازی یکی از بازی های قدیمی شهرستان دامغان است که در طی سال ها طرفداران زیادی جمع کرده است.

    شرح بازی: این بازی دو نفره این گونه است که فردی چشم هایش را بسته و دیگری روی زمین خاک برداشته و به صورت تپه های کوچک 2.5 تا 4 سانتی متر می سازد و این کار ادامه می یابد و در مکان های مختلف حدود چند صد تپه ساخته می شود و کار به پایان می رسد و فرد با ساخت هر تپه می گوید ((هارو)) حال فردی که چشم هایش را بسته بود ، چشم هایش را باز می کند و به دنبال هارو ها       ((تپه ها)) می گردد و بعد از پیدا کردن باید ، آنها را از بین ببرد ، پس از پایان بازی دو فرد به دنبال هاروهایی که از بین نرفت می گردند و آنها را می شمارند و بعد باز این کار تکرار می شود ، با این تفاوت جای افراد عوض می شود.

    تبصره: برنده کسی است تعداد بیشتری هارو را پیدا کرده باشد.

    یک قول دو قول

    وسایل مورد نیاز:پنج سنگ گرد و دو تا یا تعداد بیشتری آدم.

    توضیحات: پنج سنگ گرد را انتخاب می کنیم.

    مرحله 1: یک سنگ را به عنوان دست کُل انتخاب کرده و به بالا می اندازیم و باید همزمان یک سنگ را از پایین بگیریم و آن سنگی که از بالا آمد را نیز باید گرفت اگر سنگی را که به بالا انداختیم نگیریم می سوزیم.

    مرحله 2 : اگر مرحله اول را به درستی تمام کردیم وارد مرحله دوم می شویم. در این مرحله سنگ را به بالا می اندازیم و باید دو تا از سنگ ها را بگیریم.

    مرحله 3 : مرحله سه این است که اول سه تا سنگ و بعد یک سنگ باقی مانده را می گیریم.

    مرحله 4: در این مرحله باید چهار تا از سنگ ها را یک جا بگیریم اگر گرفتیم به مرحله ی بعدی که از این مراحل جدا است می رویم.

    مرحله 5 : مرحله عروس و گلزنی: در این مرحله باید دست را به صورت زیر گذاشت : شصت و ثبابه و انگشت وسط را پایین می گذاریم و یک سنگ را بلا می اندازیم  در همین حال باید سنگ ها را دانه دانه به داخل آن انگشتان بینندازیم و گل بزنیم بعد از تمام شدن این مرحله بازی تمام می شود.

    ملا بازی

    شرح بازی:

    اول از همه یک نفر از بازیکنان دست های خود را به صورت قلّاب در می آورد.بعد همه باید دست خود را به داخل قلّاب بزنند.اگر آن نفر که دست خود را به شکل قلاب در آورده بود دست کسی را گرفت آن نفر گرگ است. آن نفر که گرگ شده چشم هایش را می بندد و تا 10 می شمارد و همه باید مخفی شوند.

    شمارش که تمام شد آن نفر گرگ باید به دنبال دیدن کسی باشد.اگر کسی را دید باید سریعاً به آنجایی که قبلاً بود برود و نام آن فردی که دیده شد را بگوید و بعد نفر دیده شده گرگ شده و این کار ادامه می یابد زمانی خاص برای این بازی در نظر گرفته نشده است.

    تبصره : اگر فرد دیده شده زودتر از به جایگاه برود ، دوباره آن فرد گرگ ، گرگ می شود.

    چنچر بازی

    این بازی محلی از سالیان دور در این منطقه رایج می باشد و یک بازی گروهی است که توسط هر فرد به صورت انفرادی صورت می گیرد . وسایل مورد نیاز این بازی شامل دو عدد چوب می باشد.که یک عدد آن بدست فرد گرفته می شود و حدود نیم متر طول دارد و چوب دوم که دو طرف آن تیز شده می باشد حدود 15 سانتی متر می باشد.

    روش بازی:

    هدف در این بازی انتقال چوب توسط چوب بزرگ بدون استفاده از دست می باشد. هر کسی بتواند این چوب را مسافت بیشتری منتقل کند ، برنده مسابقه می باشد.انتخاب اولین نفری که باید بازی را شروع کند با قرعه کشی می باشد. بازی از نقطه شروع آغاز می گردد . ضربات با چوب بزرگ ابتدا باید به یکی از لبه های تیز چوب کوچک زده شود و زمانی که چوب کوچک مختصری به هوا پرت شد با چوب بزرگ ضربه محکمی به وسط چوب کوچک زده می شود و چوب کوچک به مسافت دور پرتاب می گردد و این بازی به همین شکل ادامه می یابد . حال اگر بعد از ضربه به لبه چوب کوچک ، این چوب به هوا پرتاب نشود و شخص با چوب بزرگ نتواند به چوب کوچک ضربه بزند و در صورتی که این حرکت 3 بار تکرار شود ، آن فرد بازنده شده و فرد بعدی باید بازی را شروع کند.

     کشک و سنگ یا رزین کا:

    کشک وسنگ ، وسیله ای چوبی به شکل Y   است که تکه نواری پلاستیکی به دو سرو انتهای چوب بسته می شود .بازیکنان، اشیایی مانند شیشه ، برای هدف قرار دادن روی زمین می گذارند و چند متر قبل از هدف خطی افقی به منظور جایگاه می کشند .بازیکنان به نوبت یا با هم ، پشت خط ایستاده و با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب ، سنگ را پرتاب می کنند .افرادی که شیشه ها را شکستند به دور بعد راه پیدا می کنند و افرادی که نتوانستند، حذف می شوند و این روال تا زمانی ادامه دارد که یک نفر از بازیکنان باقی بماند.

    سنگ چله پا

    یک بازی قدیمی که در شهرهای قدیمی رواج داشته است.

    شرح بازی: تعدادی مثل صف کنار هم می ایستند و همه پشتشان به استاد می باشد. استاد سنگی را در دست دارد و استاد سنگ را در دست یکی از افرادی که پشتش به اوست قرار می دهد و آن فرد که سنگ در دستش قرار گرفت باید فرار کند و بقیه که پشتشان به استاد است باید با لنگه کفش و دمپایی او را بزنند و هرکس بتواند او را بزند استاد می شود و اگر طرفی که سنگ را دارد به خط پایان برسد استاد می شود و بازی به همین روند ادامه می یابد.

     بازی ارهنگ ارهنگ اسب چه رنگ؟

    نوعی بازی محلی بوده که از قدیم در بین نوجوانان رواج داشته بازیکنان شامل دو گروه 5 نفره بوده و یکی از افراد گروه نقش اُستا را اجرا می کند .
    گروه اول می گوید ارهنگ ارهنگ . گروه دوم می گوید اسب چه رنگ ؟ گروه اول اسبی را با مشخصات خاص نام می برد . گروه دوم در پاسخ می گوید بزن و برو چکار داری از اینجا بازی شروع می شود . دو اُستا با هم در یکجا ایستاده و  به نظاره دو گروه می نشینند گروه اول که پاسخ درست داده با شلاق گروه دوم را تعقیب می کند . بازی تا زمانی ادامه می یابد که دو استا با هم اعلام کنند سیه جو با این عم کاربر عکس می شود و گروه دوم به تعقیب گروه دوم می پردازد . این تعقیب و گریز تا زمانی دامه می یابد که فردی دستگیر شود در این هنگام دستگیر شده را به محل دو استا برده و آن فرد بازنده اعلام می شود و از دوربازی اخراج می شود .

    تسمه کشی ور چه کسی؟ 

    افراد شرکت مننده دایره وار بدور استا قرار گرفته و استا تسمهای در دست به همراه داوطلبی دیگرکه سر تسمه را دارد حرکت نموده استاد مشخصات را اعلام کرده فرد همراه با استا باید آنقدر بپرسد تا تشخیص دهد . به محض پاسخ درست تسمه را از استا گرفته به  تعقیب افراد اطراف می پردازد. آنها باید فرار کنند به هر فردی که زد امتیاز می گیرد این تعقیب و گریز آنقدر ادامه می یابد که استا بگوید سیه جو و کار متوقف می شود.

     قطار بازی  

    با زغال بر روی زمین تعداد سه مربع داخل هم کشیده و قسمتهای میانی هر دسته را با خطی قطع نموده،یک بازیکن تعداد 9 ریگ ریز و دیگری 9 هسته خرما را به ترتیب روی زوایای مربع و نقاط تقاطع مربع ها گذاشته و با به حرکت در آوردن ریگها و هسته های خرما بازی ادامه پیدا می کند. چنانچه سه تا از یک نوع در یک راستا قرار گرفت قطار ایجاد شده و فرد برنده می تواند یکی از مهره های رقیب را خارج کند و این ادامه می یابد تا یکی شکست بخورد.

     

     

    کوسه ناقالی

    در روستاهای استان مرکزی پس از رفتن چهل روز از زمستان چوپانان جشن ناقالی را برگزار میکردند بدین شکل که در روز دهم بهمن ماه گروهی از افراد که  چوپان  جقله و گی رو وتعدادی دیگرآن را تشکیل میدادند به عنوانهای (کوسه) (عروس)  و( تگه) بودند.

    در این شب خود را به انواع  زنگوله های گوسفندان که نوعی از آن را کرکری هم میگویند و لباسهای جورواجور و سر و صورت خود را    می پوشاندند و هرکدام با یک چوب دستی در دست از خانه چوپان راه میافتند و با سر وصدای خود به مردم مژده میدادند که سختی زمستان رو به پایان است و به خانه های اربابان یا همان صاحبان گوسفندان گله سرک میکشیدند و با خواندن این بیت جشن و پایکوبی میکردند:

    آی ناقالی گنده گنده                 چهل رفته پنجاه مانده

    پایه و اساس این مراسم مربوط است به حضرت موسی(ع) در دورانی که چوپانی میکرد پنجاه روز مانده به نوروزبه گوسفندان خود سرزد و متوجه شد که همگی دو قلو زائیده اند و با شادی به خانه برگشت و این موضوع را مژده داد.

    افراد ناقالی به هر خانه ای که میرسیدند بدون اجازه گرفتن وارد می شدند  و با به صدا درآورن زنگوله ها به محل گوسفندان میرفتند و با چوبدستی آرام به گوسفندان میزند و میخواندند:

    زنتون بچه بزا > میشتون بره بزا > بزتون بزغاله زا > گربتون هم توله زا

    مردم هم معتقد بودند ین کار موجب خیر و برکت است و شگون دارد و گوسفندان و احشام  بارور میشوند  و با در اختیار دان مقداری خوراکی و پول از آنها پذیرائی میکردند.

    فردی که به عنوان عروس کوسه بود در هر خانه ای میخواند :

    آی بختم بختم بختم                         سوزن بزن به رختم

    از صاحب خانه طلب سوزن میکند و درقبال آن یک سوزن با نخ همراه با مقداری چیزهای دیگر از صاحب خانه دریافت میکرد .

     

    بر گرفته از: پژوهشهای آقای محمود پیرهادی تواندشتی

    نوشته : هادی عاشورخانی

    گرگ: گلابی...

    بدین ترتیب گرگ، نام میوه ای را می گوید و بازیکنی که به همان نام است، پیش آمده، دست گرگ را می زند و فرار می کند و گرگ به دنبال او ...

    اگر گرگ بره را بگیرد، آن بره یکی از اسیران گرگ محسوب خواهد شد و در نتیجه در کنار محوطه بازی خواهد ایستاد و گرنه به جای خود برمی گردد.

    بازی با ذکر نام تمامی بره ها ادامه می یابد و وقتی به پایان رسید، مادر با بره هایش پشت سر هم ایستاده، لباس همدیگر را می گیرند.

    گرگ نیز با بره های اسیر همین کار را انجام می دهند.

    مادر به کمک بره هایش سعی در نجات بره های اسیر دارند و بره های اسیر همصدا می خوانند: مادر مرا به گرگ نده!

    مادر: نترس بچه نمی دهم (

    با تکرار عبارت بالا، مادر با بره های همراهش، به این سوی و آن سوی می روند تا بره های اسیر را یکی بعد از دیگری نجات دهند یعنی از دست گرگ پس بگیرند.

    در اینجا گرگ نه تنها مقاومت می کند بلکه در صدد شکار بره های دیگر است.

    بازی بدین ترتیب ادامه می یابد تا بره ها به یکی از آنها (گرگ یا مادر بره ها) نصیب شوند ... و بازی خاتمه پیدا می کند.

    نتیجه بازی: در این بازی ضمن تسریع در انجام کارها، همکاری و نوعدوستی، کسب تجارت دفاعی در بین کودکان – درست مانند موقعی که می خواهند دوستان خود را از چنگال گرگ نجات دهند – بیشر می شود و بالاتر از همه اینها، محافظت از حریم خانه و خانواده را یاد می گیرند.

    نام بازی: گرگم و بره می برم

    اهداف کلی: سرعت در انجام عمل ها و عکس العمل ها، رشد جسمانی و اجتماعی

    اهداف جزیی: پیروی از حرکت سرگروه، آشنایی با مفاهیم ستون، ترتیب، انضباط

    تعداد بازیکن: 8 الی 15 نفر

    سن بازیکنان: 7 الی 12 ساله

    ابزار لازم: ندارد

    محوطه بازی: مکانی مانند حیاط مدرسه

    شرح بازی: ابتدا بازیکنان، دور هم جمع شده و از میان خود یکی را به عنوان گرگ و یکی را به عنوان گوسفند تعیین می کنند. بقیه به عنوان بره

    پشت سر گوسفند، در حالی که دو دستی از کمر یکدیگر گرفته اند، تشکیل یک ستون مرتب را می دهند. گرگ در مقابل گوسفند، به طور روبرو، ایستاده است. بازی با خواندن عبارت زیر، تؤام با انجام حرکات موزون مربوط به عبارت اجرا می شود.

    بره ها: ننه من گرسنمه (هماهنگ و همصدا)

    گوسفند: صدا نکن، گرگ اومده (با حالت هیس!)

    گرگ: گرگم و بره می برم (با دستهای باز)

    گوسفند: تا جون دارم نمیذارم (با زدن دست بر سینه)

    گرگ: چنگال من تیزتره (با پنجه کردن دست ها)

    گوسفند: دنبه ی من لذیذتره (با لرزاندن دستها)

    گرگ: بابام میگه دنبه بیار (با اشاره به پشت)

    گوسفند: دنبه ندم چی می کنی؟ (با دستهای گره کرده؟)

    گرگ: خورد و خمیرت می کنم                   دنبه به جونت می کنم....

    جست و خیز کنان جواب می دهد و حمله را شروع می کند، در این حال گوسفند جان خود و بره هایش را در خطر می بیند، دستهایش را به شکل صلیب باز کرده و با حرکت به چپ و راست که عنوان دفاع را دارد، بدون اینکه گرگ را بگیرد از بره هایش محافظت می کند و می گوید: خونه ی خاله کدوم وره؟

    و همچنین تمامی بره ها برای حفظ ردیف ستون به تبعیت از او، در حالی که پشتا پشت به این سوی و آن سوی می روند جواب می دهند؛ خونه ی خاله از این وره، از این وره و از اون وره ... از اون وره ... و گرگ همچنان سعی در گرفتن لااقل یکی از بره ها دارد، و مشخص است بره ای که تنبلی کند و از ستون خارج شود، با لمس دست گرگ، به دام می افتد و اسیر می شود و در کنار محوطه بازی را تماشا می کند، دوباره بازی با عبارت: ننه من گرسنمه شروع و تا اسیر شدن یکی از بره ها ادامه می یابد و همین طور بازی تکرار می شود تا تمامی بره ها اسیر شوند و یک دور بازی تمام شود، در دور بعدی جای و نقش گرگ و گوسفند عوض می شود.

    نکات: در بعضی مناطق، اجرای این بازی به اشکال متفاوت صورت می گیرد، مثلاً در مراغه بدین گونه است که گرگ فقط نفر آخر ستون را می تواند با دست لمس کند و بعد جای و نقش او و گرگ و گوسفند عوض می شود و یا در جایی دیگر، بره ای که اسیر شد، دوشادوش گرگ در شکار بره فعالیت می کند و خیلی موارد دیگر که گاهی با توجه به اقلیم های متفاوت، اشعار مختلف نیز سروده شده است.

    نتیجه بازی: این بازی کودکان را در مقابل دشمن مشترک، متحد ساخته و نقش والدین را در حراست و امنیت خانه و خانواده، به کودکان یاد می دهد. 

     

     

    نام بازی : بشین و پاشو

     

    ● اهداف کلی: تقویت عضلات پا

    ● اهداف جزئی: تمرکز حواس و بهبود سرعت عمل ها

    تعداد بازیکن: به تعداد افراد داوطلب

    سن بازیکنان: 6 الی 13 ساله

    ● ابزار لازم: ندارد

    ● محوطه بازی: 10 × 10 متر

    ● شرح بازی: بازیکنان در محوطه نزدیک به هم می ایستند.

    مربی کلماتی مانند : بشین ، پاشو ، نشین ، پانشو را ادا می کند و آنها موظف به اجراءِ حرکات مربوطه هستند .

    تأخیر و اشتباه در اجراء به منزله ی خطاست و بازیکن خاطی خود به خود از بازی خارج می شود . لازم به ذکر است که لفظ « نشین » مفهوم « پاشو یا ایستاده بمان » را و لفظ « پا نشو » مفهوم « بشین یا نشسته بمان » را می رساند.

    ● نتیجه بازی: هماهنگی و تطبیق رفتاری را با یک گروه اجتماعی ایجاد نموده و کودک با انجام این گونه بازیها همیشه سعی در تقلیل خطاها دارد.

    نام بازی: دوز

     

    اهداف کلی: یادگیری ترسیم و اعداد، پرورش هوش و اندیشه و قدرت پیش بینی

    اهداف جزئی: تمرکز حواس و انجام مسابقه سالم

    تعداد بازیکن: 2 نفر

    ● سن بازیکنان: محدودیتی ندارد

     ابزار لازم : ۳ مهره سفید - سه مهره سیاه - یم برگ مقوا و یک قلم  ●

    محوطه بازی : یک اتاق

    شرح بازی : ابتدا در روی یک برگ مقوایی شکل مربوط به بازی را با قلم (یا روی زمین با گچ ) رسم میکنیم

    هر دو بازیکن دارای ۳ مهره مشابه با رنگهای مختلف هستند . به قید قرعه یکی از آنها با قرار دادن یکی از مهره ها در نقطه مرکزی مربع (اگر حرفه ایی باشد )که بر تمام نقاط تسلط دارد؛بازی را شروع می کند و نفر دوم مهره خود را در یمی از گوشه ها (اگر حرفه ایی باشد )که از لحاظ موقعیت در رده دوم قرار دارد می گذارد و نفر اول یکی دیگر و از گوشه ها و ...

    این بازی به همین منوال ادامه می یابد تا هر سه مهره خود را در محل تلاقی خطوط کاشته باشند و پس از ان هر کدام در نوبت خود با جابجا کردن  کردن مهره ها سعس میکند که هر سه مهره خود را روی یکی از خطوط مستقیم ردیف کند و لذا هر کدام این کار را انجام دهد یک امتیاز گرفته و در نهایت هر کس زودتر به امتیاز مورد نظر برسد برنده شده  

    2- برای شیرینی و جذابیت بازی می توان از چاشنی (استوپ و استارت) در مواقع خطر استفاده کرده و با گفتن آن گرگ را مجبور به صبر و انحراف کنند.

    نتیجه بازی: کودکان با انجام این بازی، پی به مفهوم اتحاد و همبستگی برده و یاد می گیرند که چگونه در مقابل مکر و حیله دشمنان و بدخواهان تسلیم نشوند.  

    نام بازی: گرگ و گله (گرگ و بره)

    اهداف کلی: استقامت و تقویت عضلات و پرورش روحیه نوعدوستی

    اهداف جزیی: بهبود و سرعت عکس العمل ها، چابکی و چالاکی

    تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد

    سن بازیکنان: 7 الی 13 ساله

    ابزار لازم: ندارد

    محوطه بازی: حداقل 20 × 20 متر، ترجیحاً فضای باز مدرسه

    شرح بازی: در این بازی، یک بازیکن به عنوان مادر بره ها و سایر بازیکنان به عنوان بره های گله معرفی می شوند و پس از قرعه کشی یکی از آنها به عنوان گرگ انتخاب می گردد.

    گرگ، در گوشه ای می ایستد و مادر برای هر کدام از بچه هایش، اسمی را پیشنهاد می کند که در این مورد می تواند از اسامی میوه ها استفاده نماید.

    در این حال، شروع بازی از سوی مربی یا معلم ورزش اعلام می شود. گرگ جلو آمده و دستش را به منزله ی زدن درب خانه ای به حرکت در می آورد (تق تق تق).

    مادر بره ها: کیه؟ چه می خواهی؟

    گرگ: خوردنی!

    مادر بره ها: چه خوردنی؟!

    این بازی با کندن حفره های کوچک به تعداد افراد بازی شروع می شد این حفره های عمقی حدود ۴ سانتی متر داشتند و بچه از فاصله ای مشخص بازی را شروع می کردند البته قبل از شروع بازی تعیین می شد که هر شخص چند تیله بیاورد و یچه ها باید بطور مساوی تیله می اوردند.

    و بنوبت تیله های خود را به سمت حفرها می انداختند هر حفره متعلق به یکی از بازیکنان بود به این صورت که کسی که اول می انداخت حفره اولی مال او می شد و هر کس که اخر می انداخت حفره اخری مال او بود و باید تیله خود را به آن می رساند اگر بازی کنی موفق می شد حفره شخصی دیگر را بگیرد  باید از او یک تیله دریافت می کرد و اگر بازیکنی می توانست در حین بازی تیله یکی دیگر را هدف قرار دهد و با تیله آن را بزند نیز یک تیله دریافت می کرد و آن بازیکن از بازی خارج می شد ولی اگر در حین بازی حفره بازکنی گرفته شد ولی آن بازیکن توانست آن بازیکنی را که حفره او را گرفته تیله او را با تیله خود بزند او می توانست نه تنها تیله ای به شخص ندهد بلکه از او یک تیله دیگر دریافت کند و لی شخص که حفره او را گرفته بود باید تیله خود را به حفره برساند. بازی به همین صورت ادامه می یافت تا زمانی که یکی از بازیکنان تمام تیله ها را ببرد

     

    لِی لِی بازی :

    نام بازی: لی لی (گانیه)

    اهداف کلی:  حفظ تعادل، تقویت عضلات پا، ایجاد هماهنگی بین دست و پا و چشم ها، ایجاد روحیه فداکاری

    اهداف جزیی: افزایش ضربان قلب و در نتیجه بهبود جریان خون

    تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد

    سن بازیکنان: 8 الی 15 ساله

    ابزار لازم: کفش مناسب ورزشی

    محوطه بازی: یک مربع 6 × 6 متر

    شرح بازی: ابتدا دو بازیکن به عنوان سرگروه تعیین می شوند و سایر بازیکنان را به طور مساوی تقسیم می کنند. بعد به قید قرعه (مانند شیر و خط) گروهی داخل زمین بازی قرار می گیرند و گروه دیگر در بیرون زمین به عنوان مهاجم.

    بازی بدین ترتیب آغاز می شود که به پیشنهاد سرگروه مهاجم، یکی از یاران با یک پا وارد زمین بازی می شود و به صورت لی لی به طرف بازیکنان داخل زمین حمله کرده و با دست آنها را لمس می کند که موجب سوختن و خارج شدن آنها از داخل زمین بازی می شود.

    البته در این میان فردی که لی لی می رود سعی دارد با سرعت بیشتر و حفظ تعادل، وضیفه اش را انجام دهد و بازیکنان داخل زمین نیز سعی بر این دارند که با فرار کردن، از دسترس حریف مهاجم دور بمانند.

    حال چنانچه اگر بازیکن مهاجم خسته شده و پای دیگرش را نیز روی زمین بگذارد خواهد سوخت. و بایستی نفر دیگری بنا به پیشنهاد سرگروه داخل زمین بیاید و رَوَند بازی را حفظ کند. این بازی تا لی لی رفتن آخرین نفر از گروه مهاجم ادامه می یابد چنانچه اگر توانسته باشند تمام بازیکنان داخل زمین را لمس کنند، در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و آنها داخل زمین قرار می گیرند و گرنه در دور بعدی نیز به عنوان گروه مهاجم بازی خواهند کرد.

    هر بُرد یک امتیاز دارد و در آخر بازی، هر کدام از گروه ها بتواند امتیازات خود را به حد نصاب براسند برنده بازی اعلام می گردد.

    نکات: محوطه بازی را می توان به شکل دایره نیز خط کشی کرد. در بعضی مناطق بازی فوق با این چاشنی توأم است که بازیکنان داخل مین می توانند پای بالایی بازیکن مهاجم را به سطح زمین برسانند و از بازی برکنار کنند.

    نتیجه بازی: این بازی نه تنها باعث تحرک و نشاط جسمی کودکان می شود، بلکه موجب می گردد، حس نیکی و از خود گذشگی در آنها به اوج برسد، به طوری که ملاحظه می شود هر بازیکن سعی دارد خستگی لی لی را تحمل کند و تعدادی را از گروه مقابل لمس کند تا سایر بچه های گروهش کمتر خسته شوند و شانس بیشتری برای برنده شدن و نهایتاً داخل زمین قرار گرفتن داشته باشند که این موارد باعث افزایش سرعت و بهبود عمل ها و عکس العمل ها خواهد گردید که در مواقع ضروری در رابطه با کمک به دوستان و همکلاسی ها لازم به نظر می رسد.  

    پُر تا پیک (گل یا پوچ ):

    اهداف : تحريك حس كنجكاوي و پرورش دقت و هوشياري

    تعداد بازيكنان : محدوديت ندارد .

    ابزار لازم : يك دكمه كوچك

    محوطه بازي : محدوديت ندارند .

    شرح بازي : افراد به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند . دو سر گروه شرايط بازي را از قبيل حد نصاب امتياز و تعداد امتيازات ، يك سره گرفتن گل را ، مطرح مي كنند . ( به طور مثال يكسره گل گرفتن 2 امتياز ،حد نصاب هم 21 مي باشد . ) براي شروع يكي از سرگروهها دگمه يا ساچمه اي كوچك كه در بازي ( گل ) ناميده مي شود ، برداشته و به سر گروه ديگر پيشنهاد مي كند كه گل را در مقابل چند امتياز مي خواهي ( گل را مي فروشد ) . بنا بر انتخاب او يكي از گروهها ، در شروع بازي چند امتياز دارد و گروه ديگر گل را دارد و مي تواند با آن امتياز بگيرد . سرگروه صاحب گل ، گل را به يكي از دست ها مي سپارد ، بعد همه مشت گره كردهي خود را در مقابل ديد گروه مقابل قرار مي دهند . نفرات گروه دوم با كنجكاوي و دقت و هوشياري از حركت دست سرگروه و نفرات نگاهها و حالت چهره ها حدس مي زنند و به سرگروه مي گويند سرگروه بنا بر حدس خود و ياران ، دست هاي مشكوك را كنار گذاشته و بقيه را يكي يكي با گفتن واژه( پوچ يا خالي )كنار مي گذارد و به اين ترتيب به گل نزديك تر مي شوند ، چنانچه آن را پيدا كنند با كسب يك امتياز صاحب گل شده و در دور بعدي ، آنها گل را مخفي خواهند كرد و چنانچه نتوانند ، باز گروه مقابل با احتساب يك امتياز گل را ميان دست ها پخش خواهند كرد .

    در ابتداي بازي اگر حدس قوي باشد كه به يقين مبدل مي شود ، سرگروه مي تواند با يكسره گرفتن گل 2 امتياز بگيرد ولي اگر نتواند بنا به قراردادي كه دارند 1 يا 2 امتياز از دست مي دهند .

    در خاتمه برنده بازي ، گروهي است كه تعداد امتيازاتش زودتر به 21 برسد . نكته : گل بازي آخر ( امتياز 21 ) را شاه گل مي نامند كه هر گروهي كه مي خواهد شاه گل را بگيرد بايد سه مرتبه به دستي احتمال مي دهد گل دارد جمله ي ( شاه گل بازي 21 را بده ) تكرار نمايد كه اگر بتواند درست حدس بزند « يعني شاه گل » را بگيرد ، گروه مقابل از صفر شروع مي كند و بازي ادامه پيدا مي كند .

    عمو زنجیرباف:

     

     

     

    اهداف بازي : آموزش اصوات ، تقليد ، شناخت صداهاي مختلف حيوانات

    تعداد بازيكن حداقل 10 نفر

    محوطه بازي : حياط مدرسه ، پشت بام

    شرح بازي : ابتدا دو نفر كه تقريباً از لحاظ نيروي جسماني و قد و وزن يكسان و قدري بزرگتر از بقيه باشند انتخاب مي شوند ، يكي را به عنوان سر گروه و ديگري را عمو زنجير باف است . اين دو بازيكن به دو سه رشته و زنجيره كه ساير بازيكنان ، با قلاب كردن دست هاي يكديگر درست كرده اند ، پيوسته و دايره وار كمان را تشكيل مي دهند ، ابتدا سر گروه ، عمو زنجير باف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جوابهاي را به صورت شعر رد و بدل مي كنند .و البته بقيه ي بچه ها سه گروه همراهي مي كنند .

    سر گروه بچه ها ( همراه با بچه ها )

    عمو عمو زنجير باف … ؟ ب له ….. ؟

    زنجير منو بافتي … ؟ بله …… ؟

    پشت كوه انداختي … ؟ بله ….. ؟

    با با اومده …… ؟ چي چي اورده ؟

    نخود و كشمش ؟ بخور بيار ….

    با صداي چي ؟؟؟؟ با صداي گربه !!!

    تا عمو زنجير باف نام حيواني را بر زبان آورد ، سه گروه همراه با ساير بازيگنان صداي حيوان مورد نظر را در اورده و براه مي افتاد و از زير دستهاي قلاب شده ي عمو زنجير باف و نفر دوم مي گذرند ، به جز همان نفر كه به صورت كت بسته ، پشت به بچه ها قرار مي گيرد . سر گروه دوباره شعر را شروع مي كند و عمو زنجير باف با نام حيواني آن را تمام مي كند و آنها از زير دست به هم داده نفري كه كت بسته ، پشت به بچه ها ايستاده و نفر سوم عبور مي كنند ، در نتيجه نفر سوم نيز دستهايش پيچ خورده و پشت به بچه ها قرار مي گيرد و خلاصه اين بازي را تا جايي انجام مي دهند كه همه بچه ها غير از سر گروه و عمو زنجير باف كت بسته و پشت و رو شوند و به عبارتي زنجير بافته شود .

    در اين جا سر گروه و عمو زنجير باف مكالمه مي كنند .

    سرگروه :

    عمو عمو زنجير باف ……… ؟ بله ………. ؟

    زنجير من بافتي …… ؟ بله ……… ؟

    مكحكم يا كه شله ؟ بافته شد

    بكش *** ؟؟

    حال سر گروه از يك طرف و عمو زنجير باف از طرف ديگر ، با كشيدن بچه سعي مي كنند كه زنجير را پاره كنند اما بچه ها با محكم گرفتن يكديگر مقاومت مي كنند … تا اينكه بالاخره زنجير از يك جايي پاره مي شود دوباره بازيكنان از يكديگر جدا شده جريمه مي شوند و بايستي هر كاري از سوي ساير بازيكنان به آنها محول مي شود انجام دهند .

    نام بازی:  گرگم به هوا

    اهداف کلی: پرورش روحیه ایثار، تعاون و نوعدوستی و استقامت

    اهداف جزئی: بهبود عمل ها و عکس العمل ها

    تعداد بازیکن: 10 الی 30 نفر

    سن بازیکنان: 7 الی 13 ساله

    ابزار لازم: ندارد

    محوطه بازی: 30 × 20 متر

    شرح بازی: ابتدا بازیکنان در محل بازی جمع می شوند و یکی از آنها به قید قرعه با عنوان گرگ معرفی می شود. او تلاش می کند سایر بازیکنان را که در محوطه بازی پراکنده هستند تعقیب و از پشت با دست لمس کند. البته بچه ها موقعی از دست گرگ در امان هستند که:

    1- در جای بلندتری نسبت به گرگ بایستند (گرگم به هوا)

    2- و یا دو نفری، دست یکدیگر را گرفته باشند، یعنی هنگامی که یکی از آنها تحت تعقیب گرگ قرار گرفته و در گوشه ای از زمین به خطر افتاده، یکی از دوستانش می تواند با استقبال خطر به سویش برود و به او کمک کند (برادر کمکم کن).

    پس چنانچه فردی توسط گرگ لمس و یا از خط محدوده خارج شد بنابر نظر مربی یا معلم ورزش یا برکنار می گردد و یا به جای گرگ انجام وظیفه می نماید و اگر دو بازیکن همواره در کنار هم باشند از سوی مربی اخطار می گیرند.

    نکات: 1- این بازی در بعضی جاها، با تفاوت کمی به اجرا در می آید. بدین صورت که وقتی گرگ، یکی از آنها را لمس کرد و یا زد، آن بازیکن، دستش را روی ناحیه لمس شده می گذارد و در معیت گرگ اصلی به شکار سایرین می پردازد.

    در ادامه بازی است که بر تعداد گرگها افزوده می شود و بازی تا آخرین نفر ادامه می یابد و فردی که بتواند از این مهلکه جان سالم بدر ببرد، برنده مسابقه است.

     

     

     

    نام بازی: طناب کشی

    اهداف کلی: رشد اجتماعی کودک، پرورش ماهیچه ها، افزایش نیروی استقامت

    اهداف جزئی: ایجاد زمینه برای تلاش و رقابت سالم

    تعداد بازیکن: 6 الی 8 نفر

    سن بازیکنان: 7 الی 13 ساله

    ابزار لازم: یک رشته طناب به طول 3 متر و یک قطعه گچ

    محوطه بازی: هوای آزاد

    ● شرح بازی: در این بازی کودکان هم سن و سال، به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و به صورت دو گروه ستونی روبروی هم قرار می گیرند (بهتر است نفرات اول قدری قوی تر باشند)

    خط وسط به وسیله ی گچ مشخص می شود.

    دو گروه از طناب می گیرند و با سوت مربی یا معلم ورزش شروع به کشیدن طناب به طرف خود می کنند.

    در این بازی گروهی برنده می باشد که طناب را آنقدر کشیده باشند که نفر اول گروه مقابل، از خط وسط گذشته باشد.

    ● نکات: 1- این بازی به شکل دیگری که فقط نیم متر طناب لازم است و فقط نفرات اول از آن می گیرند و می کشند و بقیه بازیکنان هر گروه ، پشتا پشت، از کمر یکدیگر می گیرند اجرا می گردد.

    2- این بازی فعلاً در اکثر مدارس ایران در ساعات ورزش و زنگ تفریح انجام می پذیرد.

    ● نتیجه بازی: در این بازی افراد گروه به دنبال کسب موفقیت همکاری و همیاری بیشتری از خود نشان می دهند که در رشد شخصیت کودک مؤثر می باشد. این بازی پایداری و استقامت کودکان را در برابر ناملایمات زندگی آینده افزایش می دهد.

     قوقو (تاب یازی)  :

    افراد بازی با استفاه از طناب و بستن آن به درخت به تاب بازی میپرداختند.

     چرغ چوروغ (الا کلنگ):

    افراد با قرار دادن یک تخته چوب بلند بر روی یک چیز تپه مانند اهرمی را درست کرده و با آن الاکلنگ بازی می کردند.

    شاه دزد بازی:

    به وسیله جعبه کبریتی توسط گروهی 5 الی 10 نفره ,که دور آن جمع می شوند  و مشخص می کردند که هر ضلع کبریت چه اسمی دارد مثل( شاه – دزد- وزیر – جلاد ) , وبا نوبت کبریت را بالا پرتاپ   کرده , آن ضلعی که روی زمین می ایستد  مشخصه فردی بود که آن اسم را داشت مثل شاه یا وزیر ,  و اگر تخت می افتاد رد میشد .با این کار شاه هر کسی بود به تخت می نشست  و دستور می داد تا جلاد , دزد را مجازات کند .

    نوع دیگر این بازی با کبریت بود و توسط ذو گروه انجام می گیرد, فقط به جای استفاده از اسامی شاه یا وزیر  از ارقام و اعداد استفاده می شود و برای هر ضلع کبریت یک عدد را نام گذاری می کنند.هر گروه به نوبت کبریت را به بالا پرتاپ می کنند .هر ضلعی که می ایستاد رقمی داشت تا زمانی که جمع ارقام دو گروه مشخص می شد .گروهی که رقم بیشتری داشت  از رقم گروه مقابل کم می کردند  و رقم بدست آمده میشد میزان تعداد ضربه های کمربندی که گروهی که امتیاز بیشتری داشت به روی دست گروه مقابل می زدند.

     

     

    تیله بازی

    مقدمه

    در فرهنگ لغات فارسی بازی به سرگرمی، به مشغولیت ، تفریح ، لعب ، کار ، ورزش، و فریب معنی شده است. زیست شناسان و روان شناسان نیز در مورد بازی نظرات مختلفی ارائه داده اند.زیست شناسان بر این باورند که علاقه ی انسان به بازی و کنجکاوی وی در کشف و شناخت محیط اطراف ارتباط دارد و    روان شناسان نیز می گویند نیاز انسان به بازی در حقیقت مصرف انرژی نهفته در وجود اوست و البته جامعه شناسان نیز بازی را وسیله ای برای تمرین انسان در زندگی اجتماعی توصیف می کنند. برخی بر این باورند بازی خود هنری است که ناشی از فرهنگ و آداب و سنن هر جامعه است.در کشور پهناور ایران که از تنوع اقلیمی و قوم و قبیله ای خاصی بر خوردار است،انواع بازی و سرگرمی رواج داشته و دارد . این بازی ها در مراسم عروسی ، قبل و بعد از کاشت و برداشت محصولات کشاورزی ، شب نشینی ها و..... اجرا می شود.این که بازی ها از چه زمانی و مکانی آغاز شده اند اطلاع دقیقی در دست نیست ولی از نوشته ها و کتیبه ها و نقوش غارها و دیوارها چنین استنباط می شود که بازی ها در حقیقت نوعی سخن گفتن ، انتقال اطلاعات و معلومات ، ایجاد و حفظ آمادگی جسمانی برای جنگ ها ، ایجاد سرور و نشاط ، شکرگذاری به درگاه خداوند و.......... بوده است . بازی ها ویژگیهای خاص خود را داراست که می توان به ابزار و امکانات ، مکان ، گستره بازی ، سن و جنسیت بازی اشاره کرد.

     بازی های محلی:در زمان های قدیم خانواده ها و همسایگان به یکدیگر نزدیکتر بودند. همین طور روابط بیشتری در میان آنان بود. علاوه بر این سلامتی بیشتر در بدن آنان دیده می شد و آنان در زمانی که پا به سن می گذاشتند کمتر به بیماریهای مختلف دچار می شدند و دلیل این همه سلامتی و شادابی    بازی های تحرک دار در زمان کودکی بود.

     

    حالا بازی های کامپیوتری و پلی استیشن و موبایل و ... جای آن بازی ها را گرفته و اکثر افراد به دلیل استفاده ی بیش از حد از بازی های رایانه ای عضلات کوچکتری در بدن دارند و بیشتر به بیماری های سرطان و بیماری های مربوط به چشم دچار می شوند . در پایان سخن می گوییم: که بازی های رایانه ای بد نیست ولی استفاده بیش از حد آن خوب نیست. پس باید در کنار آن بازی های محلی و تحرک دار نیز انجام دهیم (با دوستانمان). لذا با توجه به اهمیت احیاء بازی های گذشته ضرورت دارد که پژوهشی درباره ی بازی های بومی و محلی منطقه انجام گیرد.

      فرهنگ

    شامل همه فعاليت‌هاي انساني مي‌شود و سيماي واقعي زندگي همه انسان‌ها است زيرا توسط ايشان به وجود آمده است. به همين دليل نيازهاي ابتدايي انسان براي ادامه زندگي را هسته اوليه فرهنگ مي‌گويند. درواقع تلاش جمعي گروه‌ها در پاسخ به اين نيازها منجر به ايجاد فرهنگ خاص جامعه آنان مي‌شود. فرهنگ پيش از آنكه از مفاهيم برخيزد از تجربه است و تجربه چيزي است كه از راه جسم و حواس به دست مي‌آيد. پاسخ به دو سوال من كيستم و اينكه چه كسي مي‌خواهم باشم شروع فعاليت فرهنگي فرد است كه عليه ايستايي به حركت در مي‌آيد و مي‌خواهد سرنوشت خويش را در دست گيرد.
    رفتار ما اگرچه از عوامل ژنتيكي تاثير مي‌پذيرد ولي استعداد ژنتيكي ما فقط امكانات بالقوه رفتاري ما را تعيين مي‌كند نه محتواي واقعي فعاليت‌هايمان را. فرهنگ به مجموعه رفتارهاي اكتسابي گفته مي‌شود كه آن را از رفتارهاي برخاسته از وراثت متمايز مي‌كند. فرهنگ مشابه سلسله است، زنجيري كه زندگي مشترك در زمان و مكان ما را وادار به پيروي از قواعد معين مي‌كند و اين چكيده در همه افراد جامعه يافت مي‌شود و اين همان چيزي است كه شخصيت انساني مي‌نامند. فرهنگ عبارت است از ارزش‌هايي كه يك گروه معين دارد، هنجارهايي كه از آنها پيروي و كالاهاي مادي‌اي كه توليد مي‌كند. ريشه‌هاي هر فرهنگي بيش از اينكه در عمق تاريخ و جغرافياي آن فرهنگ قرار داشته باشد در طبيعت انسان وجود دارد و در اصل سرعت تكامل فرهنگي از تكامل انساني بيشتر است. كساني كه جامعه را به افراد بي‌فرهنگ و بافرهنگ تقسيم مي‌كنند تصويري عاميانه از اجتماع دارند زيرا بي‌فرهنگ كسي است كه مانند حلقه‌اي نه‌تنها با جامعه خود سازگار نباشد بلكه با هيچ سلسله زنجير ديگري هماهنگي ندارد و نقطه وحدتش را با هر گروهي از دست داده است. شايد اصطلاح ضدفرهنگ گروه و دسته‌اي است كه با هنجار فرهنگ غالب در جدال است. اين سوال مطرح است كه چه فرهنگي ارزش پاسداري دارد و شايد پاسخ اين باشد كه فرهنگي ارزش نگهداري دارد كه پيكاري باشد براي معنا دادن و زيبايي بخشيدن به هر لحظه زندگي چرا كه اگر نباشد تا سطح پديده مبتذل مصرف فرو مي‌افتد و به پديده‌اي تجملي و تفنني مبدل مي‌شود. در حقيقت فرهنگ اگر مايه حيثيت و شرف آدمي نباشد در خور پاسداري نيست. بايد با فعاليت فرهنگي عهده‌دار پاسداري از حيات و بزرگداشت خلاقيت بود. زماني جامعه‌اي را دچار واپسماندگي فرهنگي مي‌دانند كه عناصر مادي فرهنگ در آن رخ داده ولي در عناصر غيرمادي فرهنگ تغييري رخ نداده يعني هنجارها همان هنجار‌هاي قبلي است. مثال تكنولوژي وارد شده ولي ارزش‌هاي سنتي هنوز بر جامعه حاكم است.
     

     

    ساعت
    ورود
    نام کاربری :   
    کلمه عبور :   
    [عضویت]
    وضعیت آب و هوا
    weather.ir is down
    صفحه اصلي| اخبار| گزارش تصویری